مبانی رنگ شناسی

مبانی رنگ شناسی

كليه رنگهاي طيف را كنار هم قرار داد، بگونه اي كه تركيبي زيبا و هارمونيك خلق كند. رنگهاي مشابه به دليل وجه اشتراكي كه در يك رنگ دارند از گونه اي هماهنگي ذاتي برخوردارند.

اصول هماهنگي بطوري وسيع مورد بررسي قرار گرفته شده است حاصل اين بررسي ها رنگ را چنين بيان مي كند:
هماهنگي در رنگ يعني آفرينش يك تركيب رنگي منظم، سازگار و دلنشين با استفاده درست و بجا از تفاوتهاي رنگ. به عبارتي ديگر هماهنگي بايد داراي 4 خصوصيت باشد. دلنشيني، سازگاري با موضوع، وحدت ‍و تنوع  اين هماهنگي لازمه ايجاد محيطي است كه يك طراح گرافيك محيطي مانند يك شاعر و نويسنده احساسات و تفكرات خود را هم در راستاي اهداف تجاري و هم در جهت نزديكي بيشتر به مفهوم هنر، بيان كند.
منابع رنگ:
منابع رنگ را به دو قسمت زير مي توان تقسيم بندي كرد:
1ـ رنگ منبع نور
2ـرنگ سوژه (شيء)
رنگ منبع نور رنگ منبع نور توسعه يافته به وسيلة يك منبع نوري مي باشد. خورشيد، چراغ الكتريكي، نور آتش يا روشنائي حاصله از هر منبع خود يك رنگ منبع نور محسوب مي شود. رنگ سوژه (شيء) وقتي نور سفيد به يك شي مي تابد، يا منعكس مي شود يا جذب مي گردد، و يا از آن عبور مي كند بنابراين نور منعكس شده و تاثير آن در چشم انسان رنگ سوژه را نمايان مي سازد.
به عبارت ديگر رنگهاي متشكله از يك نور سفيد خواص جذب متفاوتي دارند. رنگ منبع نور در عين حال مي تواند رنگ سوژه نيز باشد. جسم سياه رنگ تقريباً نورهايي را كه به سطح مي رسد برخلاف جسم سفيد جذب مي كند. در واقع ما هيچگاه نمي توانيم رنگهاي خالص را ببينيم همچنين نمي توانيم سفيد يا سياه را مشاهده كنيم در واقع ما انواع سياه و سفيد را مي بينيم مانند سياه زغالي، سياه آبي، سفيد تخم مرغي، سفيد شيري و به همين ترتيب….
ويژگي هاي رنگ:
براي شناخت و درك بيشتر رنگها و كاربرد صحيح آنها در آفرينش آثار هنري بايد به چهار جنبه با ويژگي رنگ توجه كامل داشت.
اين ويژگي ها عبارتند از:
1ـ نام رنگ (hue) 2ـ ارزش رنگ (Value) (تاريكي ـ روشني) 3ـ خلوص يا اشباع رنگ (intensity) 4ـ نوع رنگ يا كروما (chroma) 1ـ نام رنگ: در ابتدا كه انسان تنها رنگهاي اصلي را مي شناخت، مشكلي براي نامگذاري وجود نداشت. اما با مرور زمان و با افزايش شناخت انسان دربارة رنگهاي تركيبي بايد روشي براي نامگذاري مناسب پيدا مي كرد. روشهاي گوناگوني پيشنهاد شد. به طور مثال به هر رنگي شماره اي مي دادند كه ميزان روشنائي و درجه اشباع آن را مشخص مي نمود و روش ديگر، نسبت دادن رنگها به نمونه هايي از آنها كه در طبيعت وجود داشت مانند آبي لاجوردي و مانند قرمز، آبي، زرد و… 2ـ ارزش (تاريكي ـ روشني) رنگ: درجة تاريكي و روشني رنگها را ارزش رنگي آنها مي ناميم مثلاً رنگ زرد از رنگ بنفش روشن تر و يا قرمز از زرد تاريك تر به نظر مي رسد. در اينجا بايد تاكيد كنيم كه تاريكي و روشني رنگ، هيچ تاثيري در درخشندگي آن ندارد. (تاريكي و روشني هميشه ثابت است سواري آنكه رنگ در آن با چه درخششي جلوه كند سفيد روشن تر سياه تيره ترين رنگها هستند از اضافه كردن سياه و سفيد درجات مختلفي از خاكستري تيره به دست مي آيد چنانچه به رنگ مشخصي مقداري سياه يا سفيد اضافه كنيم برحسب مقدار اضافه شده درجات مختلفي از ارزشهاي رنگي آن رنگ بخصوص به وجود مي آيد. 3ـ خلوص يا اشباع رنگ: نهايت خالص بودن رنگ را خلوص يا اشباع رنگ مي ناميم مثلاً قرمز خالص در مقايسه با قـرمـز روشـن كه با سفيد تركيب شده باشد، داراي خلوص يا اشباع رنگي است.
تركيـب خاكستـري، سيـاه و سفيـد و رنـگ مكمل با رنگ خالص، باعث كاهش خلوص رنگ مي گردد. (اصطلاحاَ به حالت ناخالصي در رنگها، لفظ چرك اطلاق مي گردد. رنگهاي چرك در مقايسه با رنگ اشباع شده يا ناخالص درخشش و وضوح بسيار كمتري هستند. رنگهاي اشباع شده بسيار ساده و جذابند. اين نوع رنگها بيشتر مورد توجه كودكان قرار مي گيرند و نيز در هنرهاي بوي اقوام مختلف ديده مي شود. هر چه درجة خلوص رنگ بالاتر باشد، حامل بار عاطفي بيشتر و تندتري است و هرچه از ميزان اشباع بودن آن بكاهيم كه در نهايت به يك اثر غيررنگي سياه و سفيد مي رسيم، بار عاطفي رنگ را ملايم تر و آرامتر بيان كرده ايم. 4ـ نوع رنگ يا كروما Chroma: تعداد رنگها از لحاظ نوع، از صدها مورد نيز تجاوز مي كند. رنگهاي مربوط به يك گروه يا خانواده داراي خواص مشابهي هستند.
در ميان رنگها بيشمار، سه رنگ را به عنوان رنگ اصلي مي توان معرفي كرد: زرد، قرمز، آبي. هر يك از رنگهاي اصلي داراي خصوصيات ويژه اي هستند. زرد، رنگي است كه بيش از همه به نور و گرما نزديك است.
تحرك و حالت عاطفي، بيش از همه در رنگ قرمز مشاهده مي شود و بالاخره آبي داراي حالتي ملايم و بي حركت است. در يك اثر بصري به نظر مي رسد كه رنگ قرمز و زرد حالت انبساط و گسترش دارند، حال آنكه آبي حالت انقباض و سكون دارد. علت برجسته به نظر رسيدن رنگ زرد و قرمز در زمينه يك اثر فرورفته وعمق دار جلوه كردن آبي، نتيجة همان خصوصيات ذكر شده است حال اگر رنگ قرمز را با آبي مخلوط كنيم از حالت تحرك آن كاسته مي شود و زرد نيز در تركيب با آبي ملايم مي گردد و مخلوط كردن زرد با قرمز به حرارت و تحرك آن مي افزايد. رنگهاي اصلي را اصطلاحاً رنگهاي اوليه مي نامند. حدفاصل بين هر دو رنگ اصلي را رنگ ثانوي مي نامند. فيزيك رنگ: نور سفيد خورشيد منشأ تمامي رنگهاي موجود در طبيعت است كه از تجزية آن هفت رنگ ايجاد مي گردد كه مجموع آنها را طيف خورشيد مي نامند.

رنگهاي طيف به ترتيب عبارتند از:

قرمز، نارنجي، زرد، سبز، آبي، نيلي و بنفش كه تركيب آنها با يكديگر به طور متعادل نور سفيد ايجاد مي كند. هيچ چيز در جهان ذاتاًٍ رنگي نيست بلكه نور باعث ايجاد رنگ در اشياء است. بـه اين ترتيـب كه وقتـي نور به جسم مي تابد، جسم متناسب با ويژگي هاي خود ضمن جذب تمام رنگهاي طيـف، يـك رنـگ را منعكس مي كند و ما جسم را با آن رنگ شناسائي مي كنيم. در سال1801 ميلادي توماس يونگ دانشمند انگليسي متوجه گرديد كه بافت هاي حساسي در شبكية چشم وجود دارند و هر بافت، از سه قسمت تشكيل شده و هر كدام از آنها نسبت به طول موجهاي ويژه اي تحريك مي شوند كه با طول موجهاي سه رنگ قرمز و سبز و بنفش مطابقت دارد. او معتقد بود كه احساس ساير رنگها از اين سه رنگ سرچشمه مي گيرد. يعني چشم ما سه رنگ اصلي زرد و آبي و قرمز را مخلوط مي كند تا تمامي رنگها را تشخيص دهد. در گذشته عادي ترين باور، اين بود كه درك نور نتيجه تحريك مستقيم و واكنش گيرنده‌هاي رنگ چشم به قرمز سبز يا آبي است كه به طور انفرادي از سطح اجسام به چشم مي رسد. امروزه اين تئوري مطرح مي شود كه درك رنگ بستگي به نوري دارد كه از يك سطح خاص به چشم مي رسد كه تركيبي از نور انعكاسي سطوح محيطي است. كاربرد رنگ ها: رنگها اغلب براي مقاصدي غير از دكوراسيون و طراحي استفاده مي شوند. براي مثال رنگهاي روشن در بزرگراهها براي علامت ها و نشانه ها و همچنين به وسيلة بعضي از بخشهاي آتش نشاني براي ماشين هاي مخصوصي، استفاده مي شوند. رنگ نارنجي روشن در مقاصد فراواني مانند جليقه هاي نجات، لوازم شكار و شب نماهاي دوچرخه ها استفاده مي شود. اين رنگ اجازه مي دهد كه مردم به سرعت آن را ببيند به گفته كتاب Color in interior design and Architecture در موسسات تحصيلي، اغلب رنگها معاني خاصي دارند؛ مثلاً مقاطع تحصيلي را با رنگهاي خاصي نشان دهند كه تاثير شخصي و رفتاري آن انكارناپذير است. به طور مثال قرمز رنگ مناسبي براي سرعت بخشيدن به مشتريان يك رستوران مي باشد و رنگ سبز رنگ آرامش بخشي براي آرام كردن شاگردان پرانرژي يك مدرسه است.

به طور مرسوم از رنگ سبز تيره براي ديواره هاي مدارس استفاده مي شود كه به مراتب بهتر از رنگهاي گرم و درخشان مي باشد. زير ميزان توجه دانش آموزان را افزايش مي دهد و قرمز محرك و فعاليت آنهاست بهترين رنگها، براي استفاده در بيمارستان ها، رنگهاي گرم خنثي و رنگ سبز روشن است. سبز، بهترين رنگ براي اتاق جراحي مي باشد به اين دليل كه مكمل رنگ قرمز است و اثرات رنگ ناشي از خون و بافت را خنثي مي كند. فضاي عمومي در يك بيمارستان اغلب از رنگ نارنجي يا قرمز بهره مي برد تا به شادابي محيط كمك كند.

رنگ بعضي از قسمتهاي بيمارستان نيز مي تواند آبي باشد وقتي ديوارها آبي باشند، محيط توسعه داده شده و سكون و آرامش را القاء مي كند. رنگ سفيد، هيچ كاربرد درماني ندارد، اما نشان دهندة مفهوم استريل بودن و پاكي است و به همين خاطر اكثراً در بخشهاي درماني استفاده مي شود.

رنگ هاي آبي، قهوه اي، سبز و رنگهاي خاكستري داراي تاثير تسكين دهنده هستند كه معمولاً در محيط زندانها استفاده مي شوند و برعكس بايد از استفاده رنگهاي قرمز و نارنجي كه باعث افزايش هيجانات مي شود در اين اماكن اجتناب كرد. در رستورانها از رنگهايي استفاده مي شود كه خوشايند ذهنيت انساني باشند، يك انتخاب مناسب مي تواند نورهاي صورتي رنگي باشد كه بر روي رنگهاي خنثي مي تابد. با استفاده از رنگ قرمز كه تحريك كننده است، سرعت خوردن را مي توان افزايش داد و برعكس بايد از رنگ آبي به علت بد منظره كردن گوشت قرمز اجتناب كرد.
نوشته  بهارک نژاد مبشر
گرافیک : رنگ شناسی و مبانی شناخت روابط رنگها

1-ماهيت رنگ :
هررنگ محصول بازتاب محدوده ای از طيف نور سفيد به چشم ماست.

بطور مثال : همه رنگهای طيف نور سفيد پس از تابيدن به گل سرخ جذب می شوند بجز رنگ قرمز که به سوی چشم ما منعکس می شود.

شايد بارها از انديشيدن به تنوع بيکران رنگها در طبيعت شگفت زده شده باشيد. اما بيشتر شگفت زده خواهيد شد اگر بدانيد منشا اين همه رنگ تنها سه رنگ هستند.

سعی می کنيم در تئوری زير به سادگی هر چه بيشتر اين مسئله را برای شما حل کنيم . اين تئوری علاوه براينکه راز و رمز رنگها را برای شما خواهد گشود. به شما کمک خواهد کرد که برای خلق آثارتان راحت تر رنگ مورد نظرتان را بيابيد.

سه رنگ اصلی :

ترکيب رنگهای اصلی :

( زرد + قرمز = نارنجی ) ( زرد + آبی = سبز) ( آبی + قرمز = بنفش)

سه رنگ ثانويه:

اين شش رنگ را همراه با درجات مابين آن رنگهای ناب يا زنده می ناميم.

تنهاراه بدست آوردن محصول جديد از اين مجموعه ترکيب رنگهايی است که در اين طيف با هم برخوردی ندارند.اين سه ترکيب را رنگهای مکمل می نامند که شامل سه مورد زير خواهد بود.

نکته: قبل ترکيب اين سه رنگ بايد بدانيم که محصول ترکيب سه رنگ اصلی سياه يا خاکستری است. پس زرد + قرمز + آبی = سياه (خاکستری)

1- نارنجی + آبی = (زرد + قرمز) + آبی = سياه (خاکستری)

2- بنفش + زرد = (آبی + قرمز) + زرد = سياه (خاکستری)

3- سبز + قرمز = (آبی + زرد) + قرمز = سياه (خاکستری)

بنا بر اين متوجه می شويم که محصول اين سه ترکيب چيزی جز خاکستری نيست .

اما تنها در صورتی که اين ترکيب ها در تناسب علمی خاص خود ترکيب شوند نتيجه اينچنين خواهد بود و در غير اينصورت خاکستری بدست آمده به يکی از رنگهای ناب متمايل خواهد بود . مثال زير را ببينيد :

درنتيجه محدوده رنگهای خنثی خود شامل طيف وسيع و متنوعی خواهد بود. کليه رنگهای خنثی بعلاوه رنگهای ناب مجموعه ای را تشکيل می دهد که اگر برای هرکدام درجات تيرگی و روشنی را هم در نظر بگيريم کليه رنگهای موجود در طبيعت را شامل خواهد شد.

 

حال که ارتباط را دانستيد. می توانيد براحتی رنگ مورد نظر خود را هنگام کار بيابيد يا ترکيب کرده وبسازيد . در حيطه رنگهای ناب مشکل چندانی وجود ندارد. وشما به راحتی آنرا در طيف رنگهای ناب پيدا خواهيد کرد.

اما اکثر رنگهای طبيعی شامل مجموعه رنگهای خنثی می شوند . و هرچه از خلوصشان کاسته شود يافتن مکان آنها در طيف رنگ مشکلتر خواهد بود. برای شروع حدس بزنيد رنگی را که می بينيد به کدام قسمت از طيف رنگهای ناب تعلق دارد .سپس آنرا با رنگ مکملش يا يک خاکستری * ترکيب کنيد .وسپس برای رسيدن به درجه روشنايی مطلوب آنرا با سفيد ترکيب کنيد ** و اين کار را تا رسيدن به رنگ مورد نظر ادامه دهيد.

به مثالهای زير توجه کنيد:

*رنگ خاکستری طبق آنچه در متن درس عنوان کرديم خاصيت سه رنگ اصلی را در خود دارد. ودر نتيجه با هر رنگی که ترکيب شود نقش رنگ مکمل را ايفا می کند و رنگ مورد نظر را خنثی می کند.

مثلا: خاکستری + آبی = (آبی + قرمز + زرد ) + آبی = ( قرمز + زرد) + آبی= نارنجی+ آبی = آبی خاکستری

** در ابزار مختلف نقاشی گاهی شفافيت ودرخشش نقش رنگ سفيد را بازی می کند مثلا در آبرنگ بجای افزودن رنگ سفيد تنها آنرا با آب بيشتر ترکيب می کنيم . تا لايه شفاف تری را ايجاد کند.
نوشته شده توسط بهارک نژاد مبشر

مبانی رنگ شناسی

دنیای پیرامون ما از دو عنصر فرم (شکل) و رنگ تشکیل شده است .

تاثیر رنگ در زندگی انسان به قدری است که حتی تصور زندگی بدون رنگ ناممکن است . رنگ پدیده و موهبت شگفت انگیز و شکوهمند هستی است و به زندگی انسان احساس و اشتیاق می بخشد .

رنگ به فرم کمال می بخشد و به آن جان می دهد. فیزیکدانی بنام یونگ – رنگ های موجود در نور را با ترکیب کرد و به نور سفید رسید .

یونگ پی برد با ترکیب سه رنگ : آبی – قرمز – سبز نیز می توان به رنگ سفید رسید.

از سوی دیگر با ترکیب این سه نگ به صورت دو به دو سه رنگ دیگر نیز به دست می آید که عبارتند از : قرمز (ماژنتا) آبی (سایان) و زرد .یونگ مشخص کرد که رنگ های اصلی یا رنگ های اولیه طیف و نیز رنگ های درجه دوم یا ثانویه چه رنگ هایی هستند.

هر جا نور وجود دارد رنگ نیز هم هست .و با وجود نور است که رنگ نمود پیدا می کند.و می تواند حضور داشته باشد .از این رو باید گفت که : رنگ همان نور ونور نیز همان رنگ است .

تمامی اشیا این خاصیت را دارند که وقتی در برابر نور قرار می گیرند بخشی یا تمامی آن را منعکس می کند . این پدیدار سبب پیدایش رنگ اجسام می شود .

رنگ ها دارای طول موجهای مختلف بلند و کوتاه هستند . چشم انسان می تواند طول موجهای نوری بین ۴۰۰ تا ۷۰۰ میلی میکرون را دریافت کند .از این رو رنگ هایی که انسان می بیند در محدوده ی طول موجها قرار دارد.(m (

رنگ قرمز دارای بلندترین طول موج یعنی حدود ۷۰۰ متر و بنفش دارای کوتاه ترین طول موج با حدود ۴۰۰ متر است .

چرخه دوازده گانه رنگ ها :

رنگ های اصلی عبارتند از : قرمز – آبی – زرد

حاصل ترکیب رنگ های اصلی به صورت دو به دو شامل رنگهای ثانویه یا درجه دو می شود که عبارتند از :

قرمز + آبی = بنفش

قرمز + زرد = نارنجی

آبی + زرد = سبز

رنگ های دسته سوم یا ثالثه ( شش رنگ در دایره رنگ هستند) که هر کدام حاصل ترکیب یک رنگ اصلی با یک رنگ فرعی است.

ترکیب افزایش یا کاهشی نورها :

به نوع ترکیب نور های رنگی که حاصل ترکیب آنها نور روشنتری خواهد بود ترکیب افزایشی می گویند. ( دو رنگ مکمل نوری وقتی با هم ترکیب می شوند رنگ سفید به دست می آید .

ترکیب افزایشی یا کاهشی رنگ ها :

در دنیای مواد رنگی برعکس رنگهای نوری حاصل ترکیب رنگ ها رنگ تیره تر است .

خصوصیت رنگ ها:

hue ته رنگ یا فام یا هیو-۱

Value- روشنی یا درخشندگی۲

chroma- شدت یا خلوص۳

منظور از فام یا ته رنگ همان خصوصیت و کیفیت رنگین بودن رنگ است . ( مانند زرد – سبز-قرمز – آبی و ………. است)

درخشندگی یا روشنایی یک رنگ درجه ای از روشنایی آن است که متمایز از درجات روشنی یا تیرگی همان رنگ می باشد .

منظور از خلوص رنگ درجه اشباع یا سیری آن است که آن را در خالص ترین آن نشان می دهد.

زیبایی شناسی و ارزیابی رنگ ها :

۱٫ امپرسیون یا احساس عینی و بصر

۲٫ اکسپرسیون یا هیجان و تاثیر بیانی

.۳٫کنستراکسیون یا ساختمان ( سمبولیک

منظور از امپرسیون رنگ احساس رنگ و مقصود از اکسپرسیون رنگ حالت رنگ است.

به درجات مختلف تاریکی و روشنی یک رنگ ( تونالیته) می گویند .

اختلاف – تقابل و تفاوت مابین ماهیت و حالت های گوناگون رنگ را ( کنتراست ) می گویند .

خصوصیات رنگ ها :

زرد روشنترین و بنفش تیره ترین رنگ دایره رنگی به شمار میرود .

رنگهای گرم و سرد:

رنگ های قرمز و نارنجی وقتی در کنار هم قرار می گیرند بالا ترین درجه گرما را نمایش می دهند .

رنگهای سبز و آبی هم در کنار هم قرار می گیرند سرد ترین رنگ ها را نمایش می دهند .

رنگ های سبز و بنفش در اصطلاح ( ولرم ) نه سرد و نه گرم می گویند .

در یک تابلو از منظره رنگ های بخش جلو باید شادتر – گرمتر – خالص تر و دارای تیرگی و روشنی قوی تر باشد . در مقابل رنگ های دورتر تابلو دارای کنتراست سایه روشن کمتر و رنگهای ملایم و سرد باشد و به جزئیات آن نیز کمتر پرداخته شود.

رنگ ها از نظر ماهیت به دو دسته تقسیم می شوند:

رنگ های کروماتیک :

به رنگ های قرمز – آبی – زرد و ترکیبات آنها گفته می شود .

رنگهای آکروماتیک :

شامل سیاه و سفید و خاکستری حاصل از ترکیب آنها می شود.

این رنگ ها در واقع رنگ نیستند بلکه بیرنگ هستند و آوردن رنگ در ابتدای نام آنها حالت مصطلح دارد .

وقتی رنگ ها در زمینه سفید قرار می گیرند خاموش تر و تیره تر به نظر می آیند و هنگامی که آنها را در زمینه سیاه قرار می دهیم درخشش بیشتری پیدا می کند . و روشن تر دیده می شوند .

از نظر بصری رنگ آبی سبک تر – رنگ قرمز سنگین تر – رنگ زرد نزدیک تر – و رنگ نارنجی بزرگتر و وسیع تر به نظر می آید .

کیاروسکورو :

به تیره روشنی یا جلوه های نور و سایه در نقاشی یا طراحی گفته می شود .

به رنگ های مات و جرم دار ( جسمی ) و به رنگهای شفاف و بدون جرم ( روحی ) گفته می شود . ( گواش رنگ جسمی و آبرنگ رنگ روحی است )

هر یک از فرم ها یا شکل ها دارای ارزش و رنگ هستند که شامل:

مربع : با رنگ قرمز هماهنگی و تناسب دارد و این دو نوع نماد مادیت – سنگینی و صراحت هستند .

مثلث : با رنگ زرد همخوانی دارد و سمبول فکر و اندیشه است .

دایره : با رنگ آبی همخوانی دارد . پس نمادی از عشق و لطافت و احساس و ظرافت است.

ویژگی رنگ ها :

قرمز:

سمبول گرایش های زمینی و دنیوی – عشق – خون – شهادت – پایداری – خشم – غرور – خودخواهی – خطر – جنگجویی – شورش و همرنگ سیاره مریخ ( سیاره سرخ ) است.

آبی :

نماد عرفان و روشنفکری – روح – درون – شکیبایی – فضای بیکران – فروتنی – تحمل و معنویت است .

زرد :

مظهر علم و خرد – اندیشه – آخرت – فهم و دانایی – نور و روشنی – هوشیاری و کوشیاری – کار و حرکت – پادشاهی و سلطنت – خورشید- مهربانی – و مهمان نوازی است .

نارنجی :

نماد جوانی وشادابی – گرما – فعالیت – بلوغ – غرور – نشاط و خود نمایی است .

سفید :

مظهر برف – روز – روشنی – تابناکی – پاکی – بهداشت – صبر – صداقت – معنویت – پرهیز کاری – حرکت – تقوا است.

سبز:

امنیت – امیدواری – رشد – جوانه زدن – تجدید حیات طبیعت – تولد و زندگی – رستاخیز – آرامش – بهار وخوش قلبی است.

بنفش :

برابر تعادل – رنگ ابهام – مرموز – ولرم – خیال انگیز – تنهایی – ترس زیاد و اسرار آمیز است .

سیاه:
نماد جهل – فنا – نا آشنایی – ابهام – تاریکی – نیستی – مرگ – سکون – نادانی – ظلمت – پیچیدگی و محبوس بودن است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 13 =